راز بلاگ

مرجع وبلاگ های ایرانی


کاش میشد عشق را معنا کرد... شعر من عشق! درد من عشق! دولتم عشق! قلبم مهر نفسم پر عطر شاخه های ذهنم پر سحر! خاطراتم همه افکارم معشوق! با من وهمراه من معشوق! بر سرم سایه ی معشوق! در عیشم دمی با معشوق! در فکرم گپی با معشوق! شعر من عشق درد من معشوق دولتم عشق فکر من معشوق! ...

ادامه مطلب

کاش میشد عشق را معنا کرد... شعر من عشق! درد من عشق! دولتم عشق! قلبم مهر نفسم پر عطر شاخه های ذهنم پر سحر! خاطراتم همه افکارم معشوق! با من وهمراه من معشوق! بر سرم سایه ی معشوق! در عیشم دمی با معشوق! در فکرم گپی با معشوق! شعر من عشق درد من معشوق دولتم عشق فکر من معشوق! ...

ادامه مطلب

مینویسم از تو ای لیلای من میسرایم از تو ای رویای من از تویی که بوده ای غم خواره من پشت دیواره دلم در حوالیه خیال بیقرارم بیقرارم بیقرار من نمیدانم نمیدانم چرا دوریت کشته دله بیچاره را اسم تو باشد فروغ خانه ام جلوه گاهت باز شود می خانه ام  باز میگویم که ای معشوق من بیقرارم بیقرارم بیقرار تقدیم به خواهره ...

ادامه مطلب

عاشق یا معشوق؟

ۣاگر بخوای انتخاب کنی دوست داری کدوم باشی ؟ عاشق یا معشوق خدا هم عاشق ماست هم معشوق ! اون عاشق ماست؛ مارو خیلی دوست داره خیلی؛ بیشتر از پدرو مار،‌حتی بیشتر از خودمون ! وای که ما چه خدای خوب و مهربونی داریم مگه نه؟ ولی آیا این خدای عاشق ، معشوق ما هم هست؟آیا ما هم خیلی خیلی دوستش داریم ؟ آیا عاشقش هستیم؟ و ...

ادامه مطلب

شعر های دکتر علی شریعتی (1)

                                                           کار بی چرا عشق تنها کار بی چرای عالم است چه آفرینش بدان پایان می گیرد                                                               آشنا آشنا! یعنی همخانه ی من در دیار تنهایی هم میهن من در سرزمین غربت                                                             دوست داشتن دوست داشتن از عشق برتر است ومن ه ...

ادامه مطلب

سنگین

وقتی از پسرک بد میگن وقتی به پسرک زور میگن وقتی به پسرک حال میدن وقتی پسرک برمیگرده به معشوق میگه چی شده پسرک متهم میشه به کاری که از روی اجبار کرده و میدونسته اشتباهه کاش معشوق بیشتر به پسرک فکر میکرد واقع گرایی نداره .. معشوق پسرک همیشه دعوا میکرد باهاش پسرک همیشه اظهار ناتوانی میکرد تا وقتی اسمش معشوقو ...

ادامه مطلب

وصال

پروانه به وصال معشوق به پرواز در آمد از کوهها ودشت ها گذشت تا به شهر  آمد  بسان هنوز شمس آسمان را تسخیر کرده بود  معشوق خاموش روی طاقچه اطاق بود  چنان خاموشی معشوق دل عاشق را شکست   عاشق خسته و کوفته تر شد  شمس جای خود را  به ماه داد معشوق  از طاقچه روشن به روی میز رفت  عاشق به روشنی معشوق جان تازه گرفت  س ...

ادامه مطلب

خدایاا^____^

خدآیآ ! قسم میدمت بـﮧ اشڪ چشمهآےِ عآشق و معشوق ڪـﮧ برآی هم پآڪ ترین در دنیآست. قسم میدم بـﮧ لحظه در آغوش هم رفتن عآشق و معشوق ڪﮧ زیبآترین لحظـﮧ در دنیآست. قسم میدم بـﮧ لحظه بوسیدن لبهآےِ عآشق و معشوق ڪﮧ شیرین ترین لحظـﮧ در دنیآست. قسم میدم بـﮧ لحظه ای ڪـﮧ عآشق و معشوق گرمآےِ دست هم رو میفهمن ڪـﮧ گرم ت ...

ادامه مطلب

معنی عشق چیه ؟

عشق ............                                                                           چه واژه ی خنده داری .............                                                        کدام عاشق است که معشوق را برهنه میخواهد ؟!کدام عاشق است که تا معشوق زیبا تر میبیند دلش میلرزد ؟! تو اگر عاشق بودی معشوقت بر ...

ادامه مطلب

رِند عشق

برخی اساساً عاشق به این دنیا می آیند وبرخی دیگر معشوق وبرخی نه عاشق اند ونه معشوق، بلكه خودِ عشق اند. عشق همچون كفش پاشنه بلند كریستالی است كه پری زیبا رویِ بی رحم به پا می كند و روی صحنه می رقصد ودل می ستاند. همه نظاره گراند. وقتی غرق عشق شوی وبا هم رقص، معشوق می شوی برای غیر. وقتی غرق معشوق شوی، عاش ...

ادامه مطلب

عشق چیست ؟

سهروردی ، شیخ اشراق ، : مجبت چون به غایت رسد ، آن را عشق خوانند . میر سید علی همدانی : اشتقاق عشق از عشقه است و آن گیاهی است که بر درخت می پیچد و درخت را بی بر و زرد و خشک گرداند . همچنین ، عشق ، درخت وجود عاشق را در تجلی معشوق محو گرداند تا چون ذلت عاشقی برخیزد ، همه معشوق ماند و عاشق مسکین را از آستانه نیا ...

ادامه مطلب

دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند...

مدتیست فکر میکنم من سر پیازم یا ته پیاز   عاشق که تویی،معشوق که تویی عشق که تویی  عاشق آدم میشوی،آدم را عاشق خودت میکنی خودت پیغام برایش میفرستی که بیاید سمت تو چرا انقدر آسان گرفته ای خدا  تو که زحمت همه کارها را خودت کشیده ای پس ما چه کنیم؟ و با ابنهمه آسانی چرا ما باز هم نمیتوانیم؟ ... دهنم مدتها بود درگ ...

ادامه مطلب

در دامن

من گمان میکنم حتی عاشق نیز نمیتواند حصر را تحمل کند. ( چه گریان این جمله میگویم. عزیزم.) آن زمان که حافظ می سرود... " غمزهٔ ساقی به یغمای خرد آهخته تیغ   /   زلف جانان از برای صید دل گسترده دام" بر آن بود که که بگوید زلف جانان از برای صید دل گسترده دامن. معشوق را چه به صید عاشقان و  دام گسترانیدن؟! در ک ...

ادامه مطلب

لبخند تو در چشم من انگار شراب است.

لبخند تو در چشم من انگار شراب است... این شاعر عاشق...به همان،خنده خراب است. من عاشق عشقم...چه بسوزم...چه بسازم... عشق است...که هر کار کند...   عین ثواب است... معشوق اگر...خون مرا ریخت... به حق ریخت... خون ریزی معشوق هم...از روی حساب است   تب کردن تو...مردن من...هر دو بهانه ست.. عشق است...که بین من و تو... در ...

ادامه مطلب

توی بازار خرمشهر دیدمت با ناشناسی نفسم درنمیومد

یار یا معشوق بین المللی داشتن هم برای من که همیشه به واسطه ترانه های فارسی با معشوق هایم گفتگوی درونی داشته ام از آن کارهاست. تا می آیم حس بگیرم و گفتگو را از طریق با احساس ترین ترانه ای که می شنوم شروع کنم به یاد می آورم آنی که با او سخن می گویم این کلمات را نمی فهمد،فارسی را نمی فهمد و اینطوری است که ذو ...

ادامه مطلب

مرد گمُ شده در رویا های یک بانو

قسمت 4  پیمان همیشه من را دل داری میداد تا بتوانم دو باره به سر پایم ایستاده شوم ؛ مدت ها گذشت ، چهار سال بدونِ نگاه به معشوق شب ها و روز های سختِ را سپری میکردم . شب ها با دل و جان میخواستم آرامش گمُ شدم را دوباره با آهنگ های ساربان ، معیین و احمد ظاهر دریابم . این صدا ها طنین اندازِ برای قلبِ شکسته ...

ادامه مطلب

من پرازهيچم....!

چشم انتظارم...دیگرك اشكی ندارم...هرچه بود،رفت...هرچه هست،انگارنیست...ومن پرازهیچم...پوچم...چه كنم؟چه كنم بااین دل...؟چه كنم بااین عشق...؟به دل بگویم نتپد...به عشق چه بگویم؟...مگرمیشودچیزی گفت...؟حال سالها گذشته است...من هنوزهم...چشم انتظارم...اشك هم سالهاست ندارم...ولی اینبار...مقصددارم...مقصدم رسیدن به معشوق است...معشوق من ...

ادامه مطلب

معشوق

معشوق: این جمله رو خیلی شنیدیم و یا بارها خودمون به زبان آوردیم یا ابا عبدالله ! کاش روز عاشورا کربلا بودیم یاریت می کردیم اما هیچ وقت از خودمون نپرسیدیم الان که در عصر زعامت و امامت حضرت ولی عصر (عج) هستیم برای امام زمان چه کردیم ، که اگر زمان امام حسین(ع) بودیم برای ایشان می کردیم چقدر در جلب ...

ادامه مطلب

عاقبت از غم معشوق حکایت کردم، نزد قاضی شدم و طرح شکایت کردم، قلب من شاکی و او متهم و بنده وکیل، جرم هم، سرقت و اینگونه روایت کردم، که دلم را بربوده است و بر آن زخم زده ست، طلب حبس و مجازات جنایت کردم، طول درمان و شهود و همه مدرک جرم، ضم و پیوست گواهی جراحت کردم، شرح شکوائیه را گفتم و با قطع و یقین، ادعای دیه ...

ادامه مطلب

سند شش دانگ

من از کپی کردن خوشم نمیاد... ولی این متن برای من خیلی جذاب بود خیلی...برای همین گذاشتمش وبم .. ++++++++++++++++ چرا بر من عاشقی ؟! - عاشقی  که دلیل نمی­خواهد . - همه ­ی اعمال انسان بر اساس دلیل شکل می­گیرد. - نه همه اعمال ... - یکی را بگو که دلیل نداشته باشد . - اممم... مثلاً ... عاشقی. - اینکه نمی­شو ...

ادامه مطلب

معشوق

  سوت دلانی  یا مرگی نهانی ؟  که با  باور زندگی به سراغمان آمدی؟ باور هایم چون سپیدی صبح  از سیاهی ظلمات رنگ با خته اند   گر تو مرگی  ما سالها زیسته ایم   گر تو عشق  بودی چرا چنین گذشت  معشوق با  خنده ای که  تمام فضا را پر کرده بود  پرسید  مگر چگونه بگذشت؟ با حسرت و داغی نشسته در  دل  من خیره به چشمانش  ...

ادامه مطلب

من یک جوان از همان نسل فریب خورده!

  ای فرزند آدم ...راست نمیگوید آنکه از عشق من دم میــزنداما چون شب بر دیارش پرده میکشد،سر به بالین میگذارد و میخوابد ...آیا هر عاشقی دوست ندارد که با معشوق خود تنها باشد؟!آیا هر عاشقی انتظار نمیکشد که فرصتی برای گفت و گوی معشوق در خلوت بیابد؟! آنکه مرا دوست دارد فراموشم نمیکند.من هر شب به سراغ دوستان و یارا ...

ادامه مطلب

عشق

چایی که تو مى آوری انگار شراب است این شاعر عاشق به همان چای خراب است   من عاشق عشقم، چه بسوزم، چه بسازم عشق است که هر کار کند عین صواب است   معشوق اگر خون مرا ریخت به‌ حق ریخت خون‌ ریزی معشوق هم از روی حساب است   تب کردن تو، مُردن من هر دو بهانه عشق است که بین من و تو در تب‌ و تاب است   صد بار تفأل ز ...

ادامه مطلب

مطرب بزن آن نی را ...

  واژگان بی معنا ؛ واژگانی اند که خود ویرانگر خویش اند . واژگانی که ناقض خود هستند . " رقیب عشقی " یکی از این عبارات است . مگر عشق مسابقه است . مگر معشوق ملک یا جایزه ؟! عشق یک دادن است بی هیچ لزومی برای گرفتن . معامله ای که از دو سو سود است . هر چه دوست داران معشوق بیشتر باشند عاشق بیشتر لذت می برد چرا ...

ادامه مطلب

یکی روزی به سادگی دلبسته دیگری شد پاک و خالص و واقعی و هرچه روزها گذشت به عشقش مجال بال و پر داد و شیدایی پاکباخته شد آنچنان که شهره بین مردمان شد مهر معشوق اما... روزی با این و فردا با دگری بود عاشق هر بار رانده شده از در او به سوی پروردگارش با آه و فغان طالب ذره ای محبت از سوی معشوق بود و هر بار خدا ...

ادامه مطلب

ويكند

ساعت از سه گذشته و دو بار مسواك زده و نخ‌دندان كشیده‌ و باز گرسنه‌ام. دلم تُست كره‌ای می‌خواهد با پنیر گودا. ویار وامی‌داردم بروم سمت ساختنش. تست تمام كرده‌ام. به كوكوی سیب‌زمینی و پسته قناعت می‌كنم. برای بار سوم مسواك می‌زنم و نخ می‌كشم. ساعت سه چرا؟ به خواندن كتاب دوستی مشغول بودم. دوره‌ سختی داشت وقتی تل ...

ادامه مطلب

213

چقدر بده که آدم یکیو دوست داشته باشه بعد اون یکی، یه نفر دیگه رو دوست داشته باشه. و اون یه نفر دیگه، دیگری رو دوست داشته باشه... وحشتناکه -_- شایدم اینکه جفتشون همدیگه رو دوست داشته باشن سخته..  اصلا همش بده!  -_-  یعنی چی آخه؟   به قول عباس کیارستمی : بسیاری عاشق...  بسیاری معشوق....  عاشق و معشوق انگشت شم ...

ادامه مطلب

سودای ماندن

اینجا یک متن بلندبالا نوشته و کتاب گاف را در مورد عشق کی‌یر کگو و رگینه توضیح داده. گفته که کی‌یر کگو معتقد بوده، ازدواج گند می‌زند به عشق‌شان و برای درک عمیق و دقیق عشق، مجبور است دست از معشوق بکشد... پس معشوق را از خود می‌راند و خودش را تبعید می‌کند. گاف کلی در باب عشق و معشوق حرف زده و حتی گفته این ماجرا ...

ادامه مطلب

چندتکه حرف

چه حس خوبیه .. عشقت بشینه کنارت ودستتو محکم بگیره وببوسه بگه دیوانه میدونستی دیوانتم.... واقعا حس قشنگیه ازته دلت یک کسی رودوسداشته باشی دارم فکرمیکنم کسی مونده تودلم که اینقدعمیق دوسش دارم ????همیشه دوسداشتم عاشق باشم نه معشوق ....چون فداکاری روبیشتردوسدارم تاغرور معشوق رو.... زندگی بهم ثابت کرداین مر ...

ادامه مطلب

صنم

رفت  و  امروز  مرا  از صنمش  باز گذارد              غربتم    برد   و   مرا   از  وطنش  باز  گذارد لب به  روی  لب  معشوق  نبردیم  هنوز              صبح   فردا   بدرخشید   و  شبش باز گذارد کنج  دل   خلوت  اضداد   نبادش  روزی              آنکه   جانش   بگرفت  و  نفسش  باز گذارد دل چنان شیفته شد کز گنهش ...

ادامه مطلب

پشت سر هر معشوق، خدا ايستاده است

پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است پشت سر هر آنچه که دوستش می داری و تو برای این که معشوقت را از دست ندهی بهتر است بالاتر را نگاه نکنی زیرا ممکن است چشمت به خدا بیفتد و او آنقدر بزرگ است که هر چیز پیش او کوچک جلوه می کند پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی اگر عشقت گذراست و تفنن و ...

ادامه مطلب

عشق…

  عشق… چه واژه ی خنده داری!!! کدام عاشق است که… معشوقش را برهنه میخواهد؟؟؟!!! کدام عاشق است که… تا از معشوق زیباتر میبیند دلش میلرزد؟؟؟!!! مگر دل… چند بار عاشق میشود؟؟؟!!! چند بار میلرزد؟؟؟!!! این ها همه اش… یک شوخیست!!! یک التهاب قلبی کوچک است که… زود سرد میشود!!! یک دوست داشتن ساده!!! که آدمهایی با فکر کوچک ...

ادامه مطلب

عشق

سلام خواستم اولین مطلبی که میذارم در مورد هدف اصلی خلقت باشه. از نظر فیلسوفان اولین عاشق و معشوق خداوند هست که عاشق ذات پاکه خودش است. به نظر من عشق برای موفقیت هر کاری لازمه اما باید اینو بگم که باید دید که هدف ما شایسته عاشق شدن هست یا نه.بزارید روشن تر بیان کنم فرد سال خوردهای سوار مترو میشه یک آ ...

ادامه مطلب

ساجد

بگذار این گونه بگویم که نه تنها معشوق که حتی من هم مات عشق تو شدم. تو آنقدر به پای اراده و خواسته ات ایستادی که من را که همراه بودم هم مغلوب کردی. خجالت می کشم از گفته هایم از ان روز بارانی که تو پر از حس تنهایی و شکست بودی. پر از حس بی جواب... من پا به پای تو امدم یا تو پا به پای من؟ کداممان به کدامما ...

ادامه مطلب

خدایا ! به هرکه دوست میداری بیاموز که : عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر که دوست تر میداری بچشان که : دوست داشتن از عشق برتر . عشق طوفانی و متلاطم است دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت . عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد . ...

ادامه مطلب

308-تست عاشق شناسی

چگونه از این تست استفاده کنیم؟عبارات زیر را بخوانید. معشوق‌تان را تصور کنید و نام معشوق‌تان را به جای کلمه او بگذارید. حالا اگر با هر عبارت به طورکامل موافق بودید، عدد 7، اگر نسبتا موافق بودید، عدد 6 ، اگر کمی‌ موافق بودید عدد 5، اگر عبارت را هم درست می‌دانستید و هم غلط (یعنی در مورد نظرتان مطمئن نبودی ...

ادامه مطلب
صفحات ادامه نتايج:  1